دÙ�عه Ú©Ù‡ خوندمش. دلم می‌خواست شما هم اين نامه را ØØªÙ…اً بخونيد. Ù�قط منتظر بودم Ú©Ù‡
«شيما» ی عزيز که اين نامه را نوشته بود اجازه بده، که داد.
شيمای عزيز اول نامه‌اش به مطلبی که چند روز پيش نوشته بودم استناد کرده،
مطلبی (در۲۴ دسامبر) Ú©Ù‡ Ø§Ø±ÙˆØ§Ø Ø¹Ù…Ù‡â€ŒØ§Ù… خواسته بودم مزه بريزم. عين ايميل
«شيما» ÛŒ عزيزم را اينجا ميارم بدون هيچ توضيØÛŒ.
تنها تغييری Ú©Ù‡ در نامه «شيما» ÛŒ عزيزم دادم اين بود Ú©Ù‡ هر کجا Ú©Ù‡ او به خاطر ØØ¬Ø¨ Ùˆ
ØÙŠØ§ Ùˆ ادب خواسته بوده کلمه «جنده» را به کار برد ØØ±Ù� «ج» گذاشته بود را،
من عين کلمه را نوشتم.
هر چه �کر کردم که برای اين نامه يک تيتر انتخاب کنم، ديدم که کلمه‌ای نميتونم پيدا کنم که لياقت اين همه صداقت و پاکی که در اين نامه هست را داشته باشه.
اين هم نامه «شيما» ی نازنين:
سلام
ØØ§Ù„ شما؟ خوب هستيد؟
من وبلاگت رو خوندم Ùˆ با ØØ§Ù„ بود. اما من از يه جاش خوشم نيومد Ùˆ اعتراض دارم،
خيلی هم Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª شدم، اونم نوشتن چيزی در وبلاگت بود در وصÙ� جنده Ùˆ..........
نمی‌دونم چرا شما گير دادين به اين لغت Ùˆ اصلاً اين مزخرÙ�ات رو تØÙˆÙŠÙ„ می‌دين؟
می‌خوام بدونم گناه آدمهايی که اين اسم روشونه چيه؟
شايد تو هم �کر می‌کنی اين آدمها خوششون می‌آد جنده باشن؟ يا از روی ميل باطنی
اين کارو می‌کنن، Ú©Ù‡ اونقدر با آب Ùˆ تاب اين موضوع رو Ø´Ø±Ø Ø¯Ø§Ø¯ÛŒ. واقعاً خجالت آوره.
ØØªÙ…اً می‌گی به تو Ú†Ù‡ ربطی داره؟
در واقع می‌خوام اينو بگم که شايد من هم جزو اين جماعت جنده‌ها باشم.
البته نه به اون شکلی که شما �کر می‌کنين و جا ا�تاده برای همه.
برای همين وقتی مطلبتو خوندم ØØ§Ù„Ù… بهم برخورد، چون ØØ³ می‌کنم شما Ú©Ù‡ اونورين Ùˆ
دم از تمدن وانسانيت می‌زنين وقتی Ù�کرتون اين باشه وای به ØØ§Ù„ اين وريها.
شايد هم Ù�قط برای اينکه يه چيزی نوشته باشين، يا Ù…ØØ¶ مسخره بازی برای پر کردن
صÙ�ØÙ‡â€Œâ€ŒØªÙˆÙ† اين ØØ±Ù�ها رو می‌زنين، بعدش هم هر Ú©ÛŒ اعتراض می‌کنه بهش توپ Ùˆ
تشر می‌زنين که ما آزاديم، هر چی می‌خواييم ميگيم. ولی می‌خوام بهت بگم چرا
ÙŠÚ© بار هم ØØ±Ù� دل ما رو نمی‌گين؟ اگر آزادين چرا از اين بی‌عدالتی‌ها نمی‌گين؟
شايد هم اطلاعی نداری.
پس بگذار ØÙ‚ايق رو برات بگم:
من دخترم تو هم دختری، ولی می‌خوام ببينم می‌تونی خودت رو ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ برای ÙŠÚ© بار هم Ú©Ù‡
شده جای من بگذاری؟
وقتی توی اين دنيا هيچ کس رو نداشته باشی، وقتی تنهايی، وقتی می‌بينی کسی بهت
کار نمی‌ده، اگر هم می‌دن بهت چشم دارن. وقتی می‌بينی اگر می‌خوانت و قربون صدقه‌ات
می‌رن برای بدنته، نه برای اينکه تو هم انسانی و جزو اونا.
وقتی Ú©Ù‡ به جرم اينکه زن هستی ØÙ‚ تو می‌خورن، بهت توهين می‌کنن، وتو نمی‌تونی
اعتراض کنی و همه واميستن وبهت می‌خندن، بعدم ميرن دنبال کارشون. اصلاً انگار نه
انگار که تو هم وجود داری وجزو اونائی. ولی اگر همين من، که شما بدترين لقب رو
بهش نسبت می‌دين، يه مرد ØÙ…ايتم کنه، کسی جرات نداره به من Ø¨ÛŒâ€ŒØ§ØØªØ±Ø§Ù…ÛŒ کنه يا بهم
بخنده، می‌دونی چرا؟
چون می‌گين ØµØ§ØØ¨ داره Ùˆ يا بی‌کس نيست.
پس تکلي� ماها که نا‌خواسته خانوادمو‌نو از دست داديم چيه؟
وقتی امثال شما ما رو ØÙ…ايت نمی‌کنين، Ú†Ù‡ انتظاری دارين؟
می‌‌دونی چه قدر دختر و زن مثل من هستند و هر روزهم دارن بيشتر می‌شن؟ توی
همين تهران خودمون.... چرا؟
جای دوری نريم، همه‌اش‌ برای اينه Ú©Ù‡ مردم ما اØÙ…قند، سنتی ‌هستند، کهنه Ù�کر می‌کنند،
اونم توی قرن بيست‌و‌يکم. ولی Ù�کرشون مال عهد ØØ¬Ø±Ù‡.
ØØªÛŒ می‌دونی، تو خيابون Ú©Ù‡ راه می‌ری، همين هم‌جنسهای خودمون بدتر از مردها هستند.
بدترين ØØ±Ù�ی‌ها رو اونها می‌گن، در صورتيکه من بعضی وقتها خودمو از اونها پاکتر می‌دونم.
اگر اونها يک روز خودشونو جای من می‌ذاشتن، که نه پدر دارم نه مادر، نه �اميلی که
ØØ§Ø¶Ø± باشن منو ØÙ…ايت بکنن، اونوقت شايد Ú©Ù…ÛŒ می‌Ù�هميدند.
تازه هرچی که بهم رسيده بود بابت خرج ک�ن و د�ن پدر ومادرم بالا کشيدند.
اگر اين کار رو نکرده بودن الان وضعم اين نبود. و يا همون کسانی که اسم نميارم و
به اسم سازمان بهزيستی می‌خوان به آدم کمک کنن، وقتی سرو وضعم را می‌بينن، می‌گن:
- جا نداريم اينجا مال امثال شما نيست.
يا وقتی برای استخدام توی شرکتی ميری، بهت به چشم وسيله نگاه می‌کنن. يا اينکه
ØÙ‚وق واقعيتو بهت نمی‌دن. مثلاً اگر بايد بهت Û±Û°Û° تومن بدن Ù€ چون زنی بهت
ÛµÛ° تومن می‌دن، Ùˆ يا چون شهرستانی هستی اصلاً تØÙˆÙŠÙ„ت نمی‌گرن. يا وقتی ميری
خونه اجاره کنی‌، مردهايی که زن‌دار هم هستند، اول به سرو وضعت نگاه می‌کنن بعد
اگر پسندت کردن بهت خونه می‌دن، اونم برای اينکه در مواقع بی‌کاری در خدمتشون باشی.
باز هم با اين همه بی‌عدالتی با اين همه ......
نمی دونم چه اسمی روش بذارم.
....انتظار دارين آدم از راه درستش خارج نشه و پاک بمونه؟
Ù…Ú¯Ù‡ هر کسی ØÙ‚ زنده موندن نداره؟ يعنی من چون دخترم بايد ÙŠÚ© گوشه بميرم؟
چون کسی Ù…ØÙ„Ù… نمی‌ذاره.
نه بهم کار می‌دن Ùˆ نه ØÙ‚مو!!
يا وقتی داری تو پارک قدم می‌زنی بگيرنت و سر تا پاتو بگردن و بعد که ب�همن
شهرستانی هستی، به Ø§ØØªÙ…ال اينکه ممکنه مواد ردو‌بدل بکنی بازداشتت کنن! Ùˆ
اونجا هم انواع تØÙ‚يرها وکتک‌ها را بهت بزنن، به جرم اينکه Ù�قط بی‌کسی.
وقتی پول نداری يک ج�ت جوراب بخری ميان و کتکت می‌زنن، جلو همه مردم، تو
همين خيابون، که چرا پا‌هاتو انداختی بيرون؟ اونم با داشتن شلوار!
به Ú†Ù‡ ØÙ‚ی؟ اصلاً اون آدم اومد بپرسه Ú©Ù‡ تو اصلاً پول داری يا نداری؟
وقتی همه چی ملاکش پوله، وقتی تو رو با پولت می‌شناسن، انتظار چيه؟
يه جواب �قط داره:
يا خودتو بکشی، يا آنقدر مثل من ترسو باشی که به اين راه بي�تی و جرأت نکنی خودت
رو بکشی.
.........
روزی که از شهرمون برگشتم تهران ۲۰ روز از �وت پدرم می‌گذشت و �اميلم تونستن منو
Û²Û° روز تØÙ…Ù„ بکنن، وبعد به گناه خوشگل بودن Ùˆ يا Ù�ريب دادن پسر يا شوهراشون مثل
آشغال انداختنم بيرون، و جوابم کردن. �قط ۲۰ روز و توی همين ۲۰ روز همه چيزی که
برام مونده بود برداشتن ـ با چه اجازه‌ای، ‌نمی‌دونم.
اون زمان تو جيبم ۳۰ هزار تومن پول داشتم و باورت می‌شه ۲۰ هزار تومن‌رو دادم برای
خريدن روزنامه و پيدا کردن کار.
اگه تو بودی، مثل من جرأت داشتی شب بری لای درخت بخوابی چون پول نداری؟
روزی يه وعده غذا بخوری اونم نون خالی، ميخوام بدونم تا کی ميتونی دوام بياری؟
وقتی پول نداری برای خوردن غذا که زنده بمونی، اونوقته که به زور و از روی اجبار
وادار به اين عمل ميشی.
Ùˆ شايد اونوقت بتونی ØØ§Ù„ منو درک کنی، Ú©Ù‡ به همين Ø±Ø§ØØªÛŒ Ù†Ú¯ÛŒ:
جنده متراد� است با ....
خجالت هم خوبه والله.
به نظر من جنده متراد� است با شخصيت اون ا�رادی که از روی سيری و لذت بردن،
خودشونو در اختيار ديگران قرار می‌دن. دخترها و زن‌هايی که با داشتن شوهر و
خانواده می‌رن هزار تا کثا�ت کاری می‌کنن.
کاش مي‌دونستی که يه دختر بيچاره برای اينکه پول نداشت تا يه مانتو بخره مجبور به
چه کاری شد، و بعدش اون کثا�ت‌ها اون دختر بيچاره را کشتن.
خبرش رو ØØªÙ…اً اونجا خوندی.
نمی دونم می‌تونی درک کنی که يه زن وقتی شوهرش معتاد باشه و با داشتن يک بچه،
از ترس اينکه بچه‌اش آلوده نشه Ùˆ از دست کتک‌های شوهرش Ù�رار می‌کنه Ùˆ ØØªÛŒ
خانواده‌اش هم راهش نمی‌دن چکار بايد بکنه؟
وقتی می‌ره دادگاه تا طلاقشو بگيره، می‌گن بايد ثابت کنی شوهرت معتاده، ولی چه طوری؟
وقتی شوهرش با انداختن يه قرص تو شيشه ادرارش جواب آزمايش رو به ن�ع خودش
تغيير می‌ده Ùˆ اونها هم اونقدر اØÙ…قند Ú©Ù‡ نمی‌Ù�همن، ديگه Ú†Ù‡ انتظاری داری؟
وقتی قاضی دادگاه توی روت می‌گه:
- شوهرته، بايد بسازی خانم.
چه جوابی داری بدی؟
وقتی شوهرت خراب می‌آد خونه و به جای سلام با مشت ولگد می کوبه تو سرت ودندوناتو
می‌شکنه، اونجاست که می‌بينی چرا يک زن با داشتن بچه به شغل جنده‌گی اشتغال داره.
وچه بهتون هم بر می‌خوره وهر چی دهنتون مياد بهش می‌گين.
ولی کودمتون پای ØØ±Ù�های ما نشستين؟
کدومتون قبل از اينکه ماها مبتلا بشيم کمکمون کردين؟
هيچکس...
وقتی ØØ±Ù�هاتون رو در مورد جنده خوندم خيلی گريه کردم، با صدای بلند.......
شايد ياد همه بدبختيام ا�تادم، يا هر چيز ديگه ولی اينو می‌دونم که واقعاً بی‌گناهم،
خيلی‌هامون بی‌گناهيم.
درسته بدترين راهو انتخاب کرديم، اما مگه راه ديگه‌ای هم بود؟
هممون قربانی هستيم.
اگه به تقدير عقيده داشته باشی می‌�همی که اگه يه ن�ر مثل من بختش سياه باشه،
عاقبتش بهتر از اين نمی‌شه. با اينکه خيلی سعی کردم، اما هرکس ظر�يتی داره.
اگه روزی تنها شدی، بی‌همه شدی، بی‌‌‌کس شدی، شايد اون روز معنی ØØ±Ù�هامو
درک کنی، ولی اميدوارم هيچ وقت اينطوری نشی.
کاش اقلاً کسی ماها رو درک می‌کرد...
کاش...
خواستم با اين نامه به همه شما‌هائی که می‌گين جنده‌ها پستن و ........
آره درست می‌گين اما مگه خودمون خواستيم؟
با همه اين ØØ±Ù�ها بازم از شما متشکرم Ú©Ù‡ اقلاً از ØÙ‚وق زنان دÙ�اع می‌کنيد.
قصدم بی Ø§ØØªØ±Ø§Ù…ÛŒ به شما نبود، مثل ديگران دلم خيلی پر بود........
اميدوارم اگه تند ر�ته باشم منو ببخشين.
دوستداره تو شيما
