28.2.02

از لابلای نامه‌های رسيده
در طی اين مدت چندين نامه داشتم از آقايونی که می‌گ�تند بعد از
اينکه ارضاء می‌شند از طر� مقابل بدشون می‌آد.
جواب: چنين حالتی اصلاً طبيعی نيست در واقع اين آقايون
کسی رو که باهاش سکس دارند دوست ندارند و تنها برای ر�ع
نياز باهاش می‌خوابند و اين عدم دوست داشتن بعد از برآورده شدن
نيازشون به احساس بيزاری وانزجار تبديل می‌شه.
در واقع مرد و زنی که همديگه رو دوست دارند بعد از سکس احساس
عشق و نزديکيشون بهم بيشتر می‌شه. زن و مرد به خاطر هورمون های
مترشحه بعد از سکس در کمال آرامش در آغوش همديگه قرار می‌گيرند.
بعضی ها هم آقاشون براشون خوراکی می‌آره!!!!!!!!!شکلات واز اين
جور چيزها.

خانمی پرسيدند شوهرشون تمايل داره از پشت باهاش سکس داشته باشه
آيا اين طبيعه؟
جواب: نه جانم نه عزيزم، کجای اين کار عاديه، نه تنها عادی نيست بلکه
کاملاً حيوانی و توهين آميزه. يعنی يک مرد به خودش اجازه بده به خاطر
تمايلات مريضش با زنش سکس يک طر�ه داشته باشه، تازه اين زن
نه تنها لذت نمی‌بره بايد کلی هم درد بکشه. درضمن به علت آلودگی خاص
اين منطقه اکثر خانمها دچار قارچ و خارشهای شديد می‌شند، و از همه بدتر زن
احساس می‌کنه مورد توهين و تحقير واقع شده.

دختر خانمی برام نوشته بود که عاشق پسريه و در �رصتهايی که تنهان از
عشق بازی باهم لذت می‌برند و هم خودش و هم اين آقا تمايل به سکس پيدا
می‌کنند ولی از طر�ی تصور از دست دادن بکارت باعث وحشتش می‌شه
واز سمت ديگه می‌ترسه به خاطر اين مسئله عشقش ازش سرد بشه، پس
با وجود درد بسياری که داره راضی شده از سمت ديگه با دوستش رابطه داشته
باشه ولی الان از خودش بدش می‌آد.
جواب: راستش جوابی ندارم دلم براش کباب شد چقدر زنهای ما بايد �کر و
احساس و وقتشون رو متمرکز اين پرده کو�تی کنند. خداييش اگه مردها در
اين شرايط بودن چنين �داکاری می‌کردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آقايی نوشته بودند که همسرشون از مايع منی حالشون بد می‌شه و درست در
لحظه‌ای که احساس می‌کنه آقا داره ارضاء می‌شه د� درو... علی ميماند وعضو شري�.
جواب: چی بگم والله. بعضيها در جستجوی آب و برخی ديگر سيرآب.
ديشب برای اولين بار در نظر سنجی حسين عزيز شرکت کردم.
اصولاً من از بحث بيزارم، چون‌اکثر ما ايرانيها برای ا�کار
غير منطقی مون چنان دلايل قوی ومنطقی داريم که ديگه جايی
برای بحث نميزاريم.
اونجا من نظر خودم رو در مورد اخلاق نوشتم. متن دقيق از اين
قراره:
«اصولاً چه �علی اخلاقيه وچه �علی غير اخلاقی؟
وآيا اصلاً لزومی برای تعري� اخلاق وجود داره؟
من تعري� دقيقی برای اخلاق ندارم ولی به نظرم
هرگونه حذ� و سانسور خود، غير اخلاقيه»
تا به حال توجه کرديد بعضی از آدمها اصلاً توجه
نمی‌کنندکه تو چی می‌گی ، �قط جواب از پيش ساخته
خودشون رو می‌دن. مثلاً دوست عزيزی که ات�اقاً وبلاگ
هم داره، در رد نظريات من به لزوم اخلاق در جامعه تأکييد
کردندوگ�تند مثلاً اگه اخلاق نباشه در جامعه چه �جايعی رخ می‌ده.
سوال من: دوستان عزيز اصلاً از گ�ته‌های من اين معنا مست�اد ميشه
که من اخلاق رو انکار می‌کنم؟
من نمی‌�همم چرااين موضوع ناموس و بی ناموسی که خيليها اون رو از
ارکان اخلاقيشون می‌دونن سالانه موجب کشته شدن تعداد زيادی در کشورهای
اسلامی می‌شه. خيلی از زنها به خاطر ر�تارهای خارج از محدوه اخلاقيه اين
ا�راد مريض ا�کار، تا آخر عمر مورد تحقير قرار می‌گيرند.
آخه اين يه تيکه پرده خانمها اين قدرارزش خون و خون ريزی داره.( به قول دايی
جان ناپلئون اصلاً بودن و نبودن اون کو�تی چه اهميتی داره)
اصلاً اين کشورهای اسلامی ويا سنتی با اين ناموس پرستيشون کجای دنيا رو گر�تند
ميشه به غير از مالزی کشور اسلامی نام ببريد که �قر وبدبختی در اون بی‌داد نکنه.
بعضی ها می‌گن( عر� جامعه اينه،خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو) با تمام
وجودم با اين شعارها مخال�م، پس �رديت انسانها چی‌می‌شه؟چه بلايی سر اعتقادات �ردی
آدمها می‌آد؟؟؟؟؟
تازگيها هم که با وجوداين عر� مريض، �ساد اخلاقی، دزدی، �حشا جامعه
ما رو به سر حد سقوط رسونده.
«چون به خلوت می‌روند آن کار ديگر می‌کنند»
نه آقا ما نيستيم من ظاهر و باطنم يکيه، اين معنيه اخلاق برای منه.

27.2.02

زن گر�تن
اين کلمه خواستگاری هم خيلی بی‌انصا�يه ها. خب پسر آوردين ميخواين دختر
ببرين ديگه چرا اسمشو گذاشتين خواست گاری؟
يعنی خر آورديم گاری ببريم .تازه اين خواستگاری‌هايی که من ديدم اسمشو
ميذاشتن لشکرکشی بهتر بود.يه پادگان بلند ميشن ، اره اوره شمسی کوره،
می‌‌‌رن خونه عروس، ...................
اصلاً چرا می‌گن زن گر�تن ولی شوهر کردن؟ البته مصداق داره ولی يک
خورده توهين آميزه.
ا�غانيها اين مشکل رو ندارن.اونا می‌گن شوهر کردن و زن کردن.
اون موقع‌ها ما که‌عزب بوديم يه دوست ا�غانی گ�ت بيا با من بريم
ا�غانستان، برات يه زن خوب بکنم. با تعجب نگاهش کردم گ�تم: مگه
خودم چمه؟ گ�ت نه تو بلد نيستی ، من يه زن خوب برات می‌کنم
گ�تم من يه زن داشتم برای ه�ت پشتم بسه.
گ�ن نه تو غلط کردی زن سوييسی گر�تی زن ا�غانی خوبه.
البته غلط کردی در زبان ا�غانی يعنی اشتباه کردی. ولی اين دوست
ما آخرش هم يه زن ا�غانی برامون نکرد. اگر هم کرد برای خودش کرد.
سايت ايرانيان
�رستنده دوست خوبم گاه‌نگار
خانمها چه کنيم تا سکسی‌تر به نظر برسيم.
۱ــ نظا�ت شخصی خود را رعايت کنيد
۲ــ در خانه هميشه تميز ومرتب لباس بپوشيد.
۳ــ عشوه‌گر باشيد
۴ــ نذاريد تنتون بوی قرمه سبزی و پياز داغ بده.
۵ــ هميشه خودتون رو درگير بچه نشون نديد.
۶ــ هميشه خودتون ر در گير اطو کشی وآشپزی نشون نديد
متا�س�انه خيلی از خانمها از اين طريق می‌خوان هويت زنانه‌اشون
رو ثابت کنن. وچه قدر حقيرانه است که هويت زن تنها اطوکشی و....
باشه.
۷ــ لباس زير در هر شرايطی بايد مرتب وسکسی با شه.
‌‌ ۸ــ شورت و سوتين از يک رنگ باشه.
۹ــ از زدن سنجاق ق�لی به سوتين جداً خودداری کنيد
۱۰ــ اگر هر روز دوش نمی‌‌ گيريد تنتون رو با حوله تر
صابونی تمييز کنيد.
۱۱ــ مخصوصاً واژن رو حتماً با حوله تر و آغشته به
صابون خوب تمييز و خشک کنيد
۱۲ــ اگر بدن خشکی دارين هر شب از لوسيون مخصوص است�اده
کنيد.
۱۳ــ مخصوصاً ک� پاها بايد هميشه نرم ولطي� باشه، چقدر احساس
بديه که پاهای مثل اره کسی به تن آدم بخوره.
۱۴ــ سعی کنيد در دست وپا از لاک ملايم است�اده کنيد و نگذاريد لاکهاتون
يکی در ميون کنده باشه.
۱۵ــ ناخونهاتون هميشه مرتب و سوهان زده باشه.
۱۶ــ اگر سيگاری هستيد سعی کنيد به طريقی ن�ستون خوشبو بشه.
مثلاً جويدن ميخک و يا شستشو دهنده های دهان.
۱۷ــ موقع خواب از لباس خواب سکسی است�اده کنيد نه بلوز شلوار تريکو
۱۸ــ موهای دور واژن رو بزنيد نه اينکه تمام اون رو مثل کله پاچه از بيخ و
بن بگيريد.

24.2.02


آقا ميخوام �توا بدم
چيه؟ مگه زنها نميتونن �توا بدن؟
چرا، ‌خوب هم می‌تونن، پس اولين �توا:

جايگزينی کلمه « رسانه‌گر» بجای « روزنامه نگار»
علت:
اون قديم قديما اولين وسيله نشر خبر �قط کاغذ بود، و اسم اون
کاغذ روزنامه بود، اون کسی که اطلاعات و خبر را از طريق
روزنامه نشر می‌داد را، « روزنامه نگار» خطاب می‌کردند.
خب، اين قبول.
ولی در اين دورو زمونه همون آدم که بهش « روزنامه نگار»
می‌گ�تن، چندين ابزار ديگه در اختيار داره، مثل: راديو و
تلويزيون (و اين اواخر،‌ اينترنت) که می‌تونه اطلاعات، خبر
و انديشه خودش‌رو انتشار بده.
(البته ما مخلص روزنامه هم هستيم)
پس کسانی که از ابزارهای مختل� اطلاع رسانی برای نشر
اطلاعات، خبر و انديشه‌شان است�اده می‌کنند، ديگه کلمه
« روزنامه نگار» برای ناميدنشان ک�ايت نمی‌کند.
پس بهترين کلمه‌ای که می‌تواند در بر گيرنده نوع ر�تار کاری
اين ا�راد باشد،‌ کلمه « رسانه‌گر» است.
به عنوان مثال آقای عليرضا نوری زاده و يا مسعود بهنود، و يا همين
حسين درخشان خودمان، که برای نشر انديشه‌هايشان،‌ از روزنامه،
کتاب، راديو، تلويزيون و اينترنت است�اده کرده و يا می‌کنند.
ـ تبصره:
کسانی که برای نشر انديشه‌هايشان از کتاب است�اده می‌کنند را با
وجوديکه می‌شود در زير مجموعه « رسانه‌گر» به حساب آورد،
ولی اين گروه مستقلاً به نام « نويسنده » خوانده می‌شوند.

22.2.02

من تصميم دارم برم آلمان
خوش حال می‌شم دوستهای وبلاگدار
يا وبلاگ‌خوان را اونجا ملاقات کنم.
تو اين �يلم باران معمارباشی طبق معمول ترک بود.
کارگرها هم ا�غانی( من نمی‌دونم �ارسها کجاند، �کر کنم
مشغول ترياک کشی).خلاصه، اين معمار باشی با کارگرها
�ارسی حر� می‌زدولی وقتی کار به �حش و�حش‌کاری می‌کشيد
زبانش ترکی می‌شد.راستش ياد مامانم ا�تادم، اون هم هر وقت
می‌خواست ما رو �حش بده ، به زبان مازندرانی �حش می‌داد.
۱ــ تَخته سَر بَشورن يعنی رو تخت مرده شور خونه بشورنت
۲ــ و�نه چشم د�له او ت�په دَنيه يعنی تو چشمش حيا نيست
۳ــ دينه يعنی ديوانه
۴ــ پ�تول يعنی چاق به معنی توهين آميز
توضيح: پ�تول چاق پر چربيست
ز�تول چاق پر آب
خلاصه به مامانم می‌گ�تم حالا �حش می دی بده ،چرا
کانالت رو عوض می‌کنی(از �ارسی به مازندرانی)،
مامانم می گ�ت تا به زبان محلی �حشت ندم جيگرم خنک
نمی‌شه.

21.2.02

�يلم باران رو ديدم. �وق‌العاده بود.
شکوه وزيبايی عشق رو در يک محيط
کاملاً نازيبا وکثي� نشون می داد.من عاشق
�يلمهای مجيد مجيدی هستم. �يلمها خود زندگی اند.
برخلا� �يلمهای آقای مخملبا� وکيارستمی که با
ايجاد ابها‌مهای بيهوده بيننده رو گمراه می‌کنند.
آقای مجيدی دوستت دارم.
الان می‌خوام برم �يلم باران رو ببينم.
شنيدم خيلی جالبه.
خب ديگه چط وری؟
يکی از دوستان گله می‌کرد از سلام عليک ايرانيها. می‌گ�ت ما اونقدر
مشغول پرس وجوی حال طر�مون می‌شيم، که وقت نمی‌کنيم جواب پرسش
مخاطبمون رو بديم. به هم که می‌رسيم، همزمان از هم می‌پرسيم، خوب حالتون خوبه؟
بچه‌ها خوبن؟ چطورين خوش می‌گذره؟........ولی جواب همديگه رو نمی‌ديم.
چون جواب هم که می‌ديم کسی باور نمی‌کنه. اگر در جواب چطوری؟ بگی
خوبم. انگار همچين خوششون نمی‌آد. اونقدر می‌پرسن چطوری؟ تايه چيز ديگه بگی.
مثلاً غلط کردم بابا حالم ا�تضاحه.
البته اين عادت جواب ندادن رو ايرانيها به آمريکا هم بردن. اونم از بغلت رد می‌شن می‌گن:
hi,How are you doing ولی صبرنمی‌کنن جوابشو بگيرن. تازه اگر کسی انگليسيش خوب
نباشه �کر می‌کنه طر� گ�ته« سلام چطوری می‌کنی؟»
باز صد رحمت به آمريکائها که سوأل �اعلی می‌کنند. آلمانيها که آدم رو م�عول می‌کنند.
wie geht's dir
يعنی چطوری بهت می‌ره؟
از مجله ايرانيان
وبا تشکر از گاه‌ ‌نگار عزيزم که اين مطلب رو برام �رستاد.
ديروز يه نامه شيطنت آميز برای وبلاگ مردی که لب نداشت �رستادم.
متن نامه ندا: دوست عزيزم حالا اگر ما هوس کرديم شما رو ماچ کنيم
تکلي� چيه؟
جواب مرد بی لب: چرا يکهويی احساساتت قلمبه شد. والله تا حالا به اينش
�کر نکرده‌ ‌بوديم. در نتيجه از شورای نگهبان خواستيم قانون رو در اين
زمينه تصحيح کنه.
شورای نگهبان �رمود: در اين مورد بخصوص(البته‌�قط به خاطر گل
جمال ندا خانوم) بی به همون معنای لاتين اون يعنی ۲ به کار می‌ره.
خلاصه ۲ لبه از کار در اومديم شمانگران نباشيد.
ندا: خلاصه ماچ ماچ بازيه، عيد مبارکيه.
دخترکان حَملَه به مرد بی لب(حَملَه به کو�ته قلقلی).

20.2.02

آقا از صبح تا حالا ۵۰ بار در اين يخچال بدبخت رو
باز کردم.بعد يه ۵ دقيقه‌ای توش خيره می‌‌‌‌شم .هيچی
توش نيست مادر قح.....
کوچيک که بودم مامانم می‌گ�ت: ول کن اون يخچال بدبخت و
مگه امامزاده‌است که ازش حاجت می‌خوای؟؟؟؟
يه چيزی می‌خوام بخورم که خودم هم نمی‌دونم چيه
به قول خواهرم يه چيز ماورائی می‌خوام.

19.2.02

راستی هيچ توجه کردين که چند تا سايت معرو� مثل
yahoo و google و حتی سايت ايرانی gooya يک وجه اشتراک دارند؟
بله وجه اشتراکشون همون تل�ظ « اووو » يا به
عبارتی ۲ تا « O »پشت سر همه.
حالا علتش چيه‌رو ديگه اونو بايد متخصصا پيدا کنن.
پس بشتابيد برای ثبت اسمهائی از اين قبيل، مثل:
joojeh
looleh
shashoo
......
......

18.2.02

اين آقا عزيز زحمت کشيده و برداشته عکس مارو يه رنگ
و لعابی بهش داده و قابل تحملش کرده.
ممنون عزيز جان

17.2.02

آقا اين گوز نامه هيس رو خونديد؟؟
بابا اين بچه چه وی ادبه. ص�حه‌اشو که
باز می‌کنی بو گند خونه رو ور می داره.

در تکميل گوز‌نامه
۱ــ طر� می‌گه گوز من بوی گلاب می‌ده.( به
آدمهايی اطلاق می‌شه که به گند خودشون واق�
نيستند.)
۲ــ می‌گن طر� گوز گوز می‌کنه (يعنی حر�
گنده‌تر از دهنش می‌زنه)
۳ــ شکم خاليو گوز �ندقی
۴ــ گوز خنده و خوشحالی،چس کتک و کتک کاری.(چون
وقتی يکی می‌گوزه همه می دونن عاملش کيه وبهش می‌خندند
ولی سر اينکه کی چسيده هميشه دعواست)
۵ــ‌‌ بابا اين گوز رو دست کم نگيريد تقريباً ۵۰ درصد زندگی ما
صر� اط�اع گوز می‌شه.
۶ــ اوايل���� زندگی با کسی(به �تح کا�) اين گوز خيلی مشکل سازه.
آقا يه توالت خوش از گلوت پايين نمی‌ره. هی بايد شير آب رو باز
بذاری، يا الکی با سطل آشغال ور بری وصدای تلق وتلوق ازش
دربياری ويا اينکه هر ۵ دقيقه سي�ون روبکشی تا مبادا صدای گوز
به بيرون رسوخ کنه.
تا به حال توجه کرديد غم وغصه به ما ايرانيها
هويت می ده. هر کی بيشتر غصه بخوره وگريه
و زاری کنه، نشانه اينه که شعورش بيشتره.
مثلاً خدا نکنه ما روشن�کرها بريم سينما،هرکی
بيشتر گريه کنه ، با حال تره،باسوادتره،بيشتر
�يلم رو درک کرده.روز مرگ تمام مشاهير رو به
ياد داريم واشک می‌ريزيم. ولی شده تا به حال روز
تولد يکی از اونها رو به ياد داشته باشيم. واز تولدشون
ابراز شادی کنيم؟ اگر روزی هم شاد باشيم و زيادی بخنديم
همش نگران اين هستيم که ا� ا� حتماً در پس هر خنده‌ای گريه‌است.
تا به حال شده خونه کسی زنگ بزنيد وازش بپرسيد �لانی حالت
چطوره؟ طر� اگه خوب و خوش باشه می‌گه: هی بدک نيستم ن�سی
می‌آد و ميره.حالا طر� واقعاً حالش بد باشه خودتون حدس بزنيد که
چه چيزها که نمی‌گه.می‌دونيد، ما ايرانيها دچار تابو چشم خوردن هستيم.
يادم می‌آد قديم ها اگر تو خونمون مجلس شادی بود، مامانم آخر شب حتماً
گلپر دود می‌کرد ودور کله‌امون می‌چرخوند. يه بار هم آتيشه گر�ت به کله‌ام و
موهاموسوزوند، اولين ضربه بعد از مجلس شادی توسط مادر بر من وارد شد.
ديگه اينکه تو زنهای ۴۵ سال به بالا تعداد بيماريها ودکتر ر�تنها وچه دکتری
ر�تن به اونها هويت می‌ده.

15.2.02

ساعت دقيقاً ۴ صبحه داشتم خواب می‌ديدم سر جلسه
امتحان رياضی مهندسی هستم طبق معمول هيچی هم
بلد نيستم . درحالی که خيس عرق بودم از خواب پريدم.
راستی تو خوابم يکی از هم‌دانشگاهيهام رو هم ديدم.
آقای ديوسالار،بچه نور بود. هميشه هم با من مازندرانی حر� می‌زد.
�کر کن تو تهرون وسط بچه تهرونيها مازندرانی حر�
بزنی. اين آقای ديو سالار تکيه کلام جالبی داشت.
هر وقت امتحان تموم می‌شد ازش می‌پرسيدم آقای
ديو سالار امتحان چه جور بود؟
آقای ديو سالار: د� تا س�وال اولی ر� کام�لاًً بکوشتمه، بقيه
ر� �ق�ط زخمی هک�ردمه.
ترجمه: ۲ تا سوال اولی رو کاملاً ک�شتم، بقيه ها رو هم
زخمی کردم.
ندا: آقای ديوسالار جلسه امتحان بود يا ميدون جنگ ،
چه خون خونريزی راه انداختيد.
چه روزهايی بود واقعاً دهن حال کردن از دست من سرويس
شده بود. من که خوابم پريده بذاريد يه ماجرای ديگه تعري� کنم.
يه پسره بود تو دانشگامون به اسم وحيد قيا�ه اش خيلی خوب بود.
درسش هم همين طور، ما هم به ميمنت ا�تادن در رياضی، شديم
همکلاس بچه ترم پايينی‌ها. چه خواری وخ�تی.
خلاصه ما با اين آقا دوست شديم، بعد طی مراحلی که همه خودتون
می‌دونيد ما رو دعوت کرد خونشون. نشستيم به حر� زدن، تابستون
بود ر�ت يه ظر� پر گيلاس ا��ورد بعد هی گيلاسها رو نص�ه گاز می زد
به من نشون می‌داد ما اولش متوجه نشديم ولی وقتی دقت کردم ديدم گيلاس
رو که نص�ه گاز می‌زنی يه سطحی ايجاد می‌شه دايره مانند، که هسته در
قسمت وسط مشخصه خلاصه سرتون رو درد نيارم شبيه اونجا خانمها می‌شه.
يه بار امتحان کنيد، به خدا راست می گم. خلاصه ارواح عمه‌اش به من نخ
می داد. آقا ما هم که انگارتخممون روکشيده باشند از جا پريديم و ظر�
گيلاس و پرت کرديم رو زمين.چند تا �حش حسابی هم نثارش کرديم و د� درو.
ولی پسره عجب تيکه‌ای بودها.اگه عقل الانم رو داشتم...................؟؟؟؟؟؟
می‌شستم مثل آدمهای متمدن گيلاسها رو تا تهش می خوردم.


ايميلی دريا�ت کردم بدون نام �رستنده، که نوشته بود،‌ به نام من
ر�ته چت کرده (منظور �قط اسم نيست، منظور صاحب اين وبلاگ صاحابه!!)
و در چت روم با چند تا از خانم‌های ايرانی مشغول چتيدن شده، و طبق
معمول صحبت به جا‌های بی‌ناموسی کشيده شده و اونها هم
(يعنی خانم‌های مخاطب) پرده اسرار دل بالا زده و نا‌گ�ته‌ها گ�ته‌اند...
..............

اطلاعيه

بدينوسيله اينجانب (يعنی من) اعلام می‌دارم، به عمرمان تا کنون
نچتيده‌ايم (يعنی چت نکرده‌ايم) و نخواهيم چتيد. چون بلد نيستيم و
علاقه‌ای هم نداريم.
به همين مناسبت و در همين راستا ارتباط خود را با گروهک به
اصطلاح چت بازان انکار نموده و مراتب سر سپردگی و اعتقاد
راسخ خود را به وبلاگ، وبلاگ نويسان، وبلاگ خوانها و وبلاگ
بازان اعلام می‌داريم.
الهی آمين
خدايا خدايا تا انقلاب ...
مرگ بر ....
لاالله الاالله...
با با صلوات بلند ختم کنيد.

و�ا جان بابا دمت جوش که توی وبلاگت واسه ما تبليغ ميکنی.
اين آقا و�ا چپ و راست توی وبلاگش واسه ما تبليغ ميکنه، يه
جا هم يه تبليغی کرده راجع به مطلب سکسولوژی ما، و بالای
نوشته‌اش (که راجع به خوردن لوبياست ) عکس طرحی انداخته
که ما ن�هميديم غرض لوبيا بوده که شبيه طرح گندم شده و يا اصلاً
منظورش عورت زنانه بوده.
مثل اينکه بايد يک توضيح اصلاحيه‌ای در مورد مطلبی که
در زير نوشتم بدم.
منظور من از �رهنگ نامه و يا لغت‌نامه، �ارسی به �ارسی است،
نه انگيسی به �ارسی يا بالعکس. به هر حال ممنون از دوستانی
که آدرس ديکشنری �ارسی <----> انگليسی را �رستادند.
اصلاً بابا يه دليلش همينه ديگه که دنبال لغت‌نامه �ارسی به �ارسی
می‌گردم، که آدرس‌رو بدم به اونهائی که توی درک زبان �ارسی
اشکال دارن، بگذريم که خود من در خيلی از موارد واجب‌الاحتياجترم !!
آها، راستی، اينم آدرس ديکشنری �ارسی <----> انگليسی:
http://www.farsidic.com
ممنون آقا وحيد، متشکر آقا احسان

14.2.02

يکی از آرزوهام اينه که لغت نامه (�رهنگ) دهخدا را روی اينترنت
ببينم. می‌دونم انجامش کار عظيميه، ولی بالاخره يه روز
بايد انجام بشه.
نکنه اصلاً هست؟ روی اينترنت.
و يا چيزی مشابه‌اش، مثلاً �رهنگ معين يا عميد و يا ...
اگر کسی چيزی می‌دونه و يا آدرسی سراغ داره
ممنون می‌شم خبری بده.
اينم جوکی که امروز شنيدم:
- آدم و حوا داشتن توی يکی از پارکهای بهشت قدم
می‌زدند. حوا يه نگاهی به برگی که جلوی عورت
آدم بوده مي‌کنه و از آدم مي‌پرسه:
- ببينم تو �قط همين برگ‌رو داری؟
آدم جواب مي‌ده:
- نه، يه کوبيده و دوتا گوجه اضا�ه هم بغلشه.
از ميان نامه‌ها:

نامه‌ای دقيقاً با مضمون زير بدون نام و هيچ سلام
و احوال پرسی بدستم رسيده:
- چرا هنوز هم وانمود می‌کنی که زن هستی؟
جواب:
- آقا عاقبت يه بچه تيز پيدا شد و دودول ما رو که
‌انقدر سعی در پوشوندنش داشتيم به کمک اشعه ليزر
تشخيص داد.
بابا بچه بدو برو زير لحا� قايم شو، الان سازمان
سيا ترتيبت رو می‌ده.
*******************************************
اگه غلط نکنم حسين امروز با مرجان (زنش) دعواش شده
و عکس اين خانمه رو برای اينکه حرص مرمرو
در بياد گذاشته توی وبلاگش (آدرسشو).
ب� ...(به قول سرکار استوار) اصلاً چه معنی داره مرد
زن دار عکس زن ديگه ای رو بذاره و ازش تعري�
کنه. والله اگه اکبر آقای ما بود خشتک بر سرش پرچم بود

13.2.02

خوب به دليل اينکه مشکلات سکسی بعضی‌ها بالا گر�ته
مجبورم که دوباره پرده سکسو‌لوژی را بالا بکشم.
واقعاً چقدر برای من جالبه که آقايون زيادی برای بهبود رابطه
سکسی‌شون با زنی که دوست دارند، هميشه با من در مکاتبه
هستند.
بايد بگم برای چنين مردهايی ارزش زيادی قائلم.
مردهايی که لذت ارضاء شدنشون در رابطه سکسی،
زمانی کامل می‌شه که زن همبسترشون هم پا به پای اونها لذت ببره.
رسيدن به چنين حالتی، يعنی ارضاء همزمان مرد و زن هميشه هم
آسان نيست.
سوأل خيلی از آقايون اينه که:
- چرا زنشون و عشقشون سرده و ارضاء نمی‌شه.
خوب بايد بگم که �رايند ارضاء شدن زن و مرد کاملاً مت�اوته.
در خانمها ارضاء شدن وابسته به عوامل مت�اوتی مثل عشق، اطمينان،
آزادی �کر و....... دهها عامل ديگست. برای همين براحتی به اوج
لذت نمی رسند.
اکثر خانمها از رابطه جنسی وحشت دارند، چون در زمان سکس احساس
درد شديدی دارند، که علت اين درد (جدا از جنبه �يزيکی و جسمی که درصد
بسيار کمی از زنها را شامل می‌شه)بر می‌گرده به عواملی مانند، دين، سنت،
�رهنگ و تربيت و تابو شدن سکس و هماغوشی.
اين باعث می‌شه که هر بار در زمان سکس از وحشت
ايجاد درد، ماهيچه‌های واژنشون رو به طرز عصبی منقبض می‌کنند که اين
خود موجب درد در زمان سکس می‌شه. در واقع يک چرخه ناقص در ذهن
زن به وجود می‌آد ( انقباض به‌علت ترس از درد ـــ ايجاد درد بواسطه انقباض )
بعضی از خانمها هم به خود ارضائی عادت می‌کنن، در نتيجه هميشه خواهان
ارضاء شدن از سطح خارجی هستند در نتيجه هرگز ياد نمی‌گيرند که در زمان نزديکی
با مرد، و از طريق دخول ارضاء بشند.
خيلی از زنها از ر�تارهای جنسی شوهرشون حالشون بهم می‌خوره.
خيلی از زنها تا مدتها از لخت شدن و ايجاد رابطه سکسی خجالت می‌کشند.
خانمها معمولاً دير ارضاء می‌شند و هميشه نگران اين هستند که مردشون از
ارضاء کردن اونها خسته شده، پس آخ واوخ الکی در می‌آرند که ‌يعنی ارضاء شدند
مرد هم بعد از مدتی �کر می‌کنه زنش در زمان کوتاهی تحريک می‌شه پس از ادامه
عشق بازی سر باز می‌زنه.
خيلی از مردها درست در لحظه‌ای که زن در آستانه ارضاء شدنه اون رو رها می‌کنند.
خيلی از خانمها موقعی که پاهاشون برای سکس‌بالاست دائماً وحشت دارند بادی ازشون
خارج بشه.
برای خانمها مکان سکس خيلی مهمه. اگر جائي باشه که هر لحظه ممکنه کسی سر برسه
خوب معلومه که تحريک نمی‌شه.
زنها معمولاً از مردهای مغرورخوششون می‌آد. مردهايی که دائماً از زن تقاضای سکس دارند
معمولاً خوشايند خانمها نيستند.
مسلماً مردهايی با بوهای نامطبوع پياز، سير ،عرق، عرق کهنه ای که بخوان با ادوکلن
بوی اون رو مخ�ی کنند و بوی تند سيگار با طبع هيچ زنی سازگاری نداره.
خيلی از خانمها خيلی زود از بالا نگه داشتن پاشون خسته می‌شن، چقدر خوبه که خانمها
به طور مرتب ورزش کنند.
شايد هنوز خيلی از آقايون نمی‌دونن که زنها هم در رابطه هماغوشی به اوج لذت جنسی
می‌رسن، و رسيدن به اين لحظه زيبا احتياج به ممارست و درک همديگه داره و هيچ
روشی بهتر از اين نيست که زوج بدون خجالت رودربايستی راجع به داشتن يک هماغوشی
سالم، زيبا و پر از لذت با هم حر� بزنن، و هيچ زمانی نيز بهتر از زمان عشق بازی نيست
که در اين مورد صحبت کنن.
خيلی از مردها می‌خوان تمام آرتيست بازيهای �يلم‌های سکسی رو سر خانومشون در بيارن
غا�ل از اينکه هماغوشی طبيعی با اين جور �يلمها �رق داره.

در نهايت اينکه برای زنها مهمترين عامل در ارضاء شدن عشق واطمينان به شريک زندگيشونه.




11.2.02

آقا ديروز يک پسر خيلی ( تکرار می‌کنم خيلی)
خوش تيپ برام عکسشو �رستاد. بابا پسر ايرونی‌و
همچين هيکلی، والله يا�ت می‌نشود، گشته‌ايم ما. تمام ماهيچه های
شکمش‌رو می‌شه شمرد. حالا �کر نکنيد برای من عکس
تمام لخت �رستاده، نه، متأس�انه �قط پيراهن تنش نبود.
والله اسم ما همين طوريش هم به بی‌ناموسی در ر�ته.
می‌دونيد من يه مرضی دارم، اگه کسی (به �تح کا�)
قيا�ه‌اش معمولی باشه خيلی راحت ازش تعري� می‌کنم
ولی اگه راستی راستی خيلی خوش قيا�ه باشه می‌گردم دنبال
عيب و علت توش. آره ديگه گربه وقتی دستش به گوشت
نمی‌رسه می‌گه پي� پي� بو می‌ده. ما هم پيش خودمون آرزو
کرديم که خوب حالا که خوشتيپه، حتماً واجب الوياگرايه!!!
يا اينکه عکس مونتاژ شده؟؟؟؟ و يا اينکه بد صداست، يا
خدا کنه بی س�ات (بی سواد) باشه، و يا هزارتا بی....... ديگه.
ولی واقعاً اگه هيچ يک از اين وصله‌ها بهش نچسبه، چه
حرمانی بکشم من!!!!!!
ولی توی يکی از عکس‌ها سوار برخر بود. نکنه اصلاً به اکبرک
ما نظر داره.
راستی ديروز اکبر آقای ما هم اين عکس ها رو ديد و کلی به‌به و ‌چه‌چه
کرد، بعدش هم از لجش گ�ت تو هم يه عکس تمام قد براش ب�رست.
آخه می‌دونيد من هيکلم يه خورده چپله. ولی همين کلام اکبر آقا تا ساعتها
موجب جنگ و مناقشه در خونه شد.
حالا به کوری چشم خودم هم که شده يه عکس �ابريک تمام قد می‌ذارم تو وبلاگ.
راستی يه هو �کر نکنيد طر� از ما خوشش اومده و يا نامه �دايت شوم �رستاده
خير. اين پسرک زيبا همين طوری وارد وبلاگ ما شدند و ناغا�ل دست مبارکشان
گر�ت به قسمت �رستادن نظرات و سپس ايشان عکس مبارک خود را برسر ما
خوش پيت نديده‌ها شتلق کوباندند. حالا خدا رو شکر که دستشون ناغا�ل به اونجای
خورشيد و شيما و......نگر�ت (البته منظورم قسمت �رستادن نظراته).
بارک‌الله بابام جان که آدم ناموس پرستی هستی.
وبلاگ مثل تخمه خوردن تو �صل تابستونه، پشت لبت عرق کرده، سق� دهنت ر�ته
دور لبت می‌سوزه، ولی با استرسی وص� نشدنی وقتی هنوز داری اين تخمه رو می‌شکنی
استرس برداشتن يه تخمه ديگه‌رو داری.
دلگرمی
اصلاً پسر خيلی خوش تيپ مال مردمه، چيزی ازش
به زنش نمی‌رسه.
ولی اکبروی ما استثناست، کلی برای خودش کشته مرده داره
ولی متأس�انه تا به حال هيچ حرکت مشکوکی ازش نديدم.
يا خيلی زرنگه و خودش رو لو نمی‌ده، يا بيچاره از دست من
از حيز انت�اع ا�تاده (برين تو نخ لغت) چنين سواد عربی رو
از من انتظار نداشتيد؟ حالا کجاشو ديديد.






10.2.02

اول از همه دوستان عزيزم که عاشقشون هستم
معذرت می‌خوام که چند روزه جواب ايميلها دير شده
آخه من اين آخر ه�ته شي�ت داشتم ومی‌بايست تا ۱۰شب
کار کنم.
از لابلای نامه‌های رسيده:
آقای محترمی به من ايميل زدند وگ�تند :
- تو چقدر در ايميلت، عزيزم عزيزم می کنی، ما مردهای ايرونی
تحمل شنيدنش رو نداريم.
نظر من:
- من نمی‌دونم چرا اين لغت برای‌ اين آقا بار
سکسی داره، تو رو خدا اگه آدم به دوستی بگه عزيزم بده؟؟؟؟؟
يا اينکه تازگيها مردهای ايرونی وياگرا زياد ميل می‌�رمايند
که عضو شري�شون با اشاره‌ای موجبات در دسر رو براشون
�راهم می‌کنه؟؟؟؟؟؟!!!!!!

آقا دمارمون چند روزه در اومده. اين صاحب خانه ما برای
صر�ه جوئی در هزينه‌ها، برداشته قرارداد با شرکتی را که
کابل تلويزيون را به مجتمع کشيده بود را قطع کرده و خودشون
يک ساتليت گذاشتن و از طريق همان کابل، ۵۰- ۶۰ تا
کانال تلويزيونی را وصل کردن.
�کر ما را نکرده بودن که اتصال ما به اينترنت از طريق همان
کابل تلويزيون و شرکت قبلی بود. ۲۴ ساعت وصل به اينترنت بوديم با
سرعت ۲۵۶ کيلو بيت و قيمت ۶۴ �رانک در ماه.
هر دری هم زديم که دوباره اون اتصال را
�قط برای آپارتمان خودمون وصل کنيم نشد که نشد.
�علاً مجبوريم دوباره از طريق خط تل�ن که حسابی هم گرونه
با ترس و لرز بيائيم توی اينترنت.
روش ADSL هم هست که به خوبی اون قبلی نميشه،‌ و در ضمن گرونتره.
البته صحبت اينه که قراره، نه �قط تماس با اينترنت، بلکه خط تل�ن و
تلويزيون همگی از طريق کابل برق به خونه‌ها کشيده بشه.
(حديث معتبری هست که می‌گويد،‌ علاوه بر خط اينترنت و
تل�ن و تلويزيون، گاز و آب هم قرار است از طريق سيم برق
وارد خانه‌ها شود!!)

9.2.02

هيچی خوشايند‌تر از اين نيست که ار
محل کارت بيای بيرون و يکی منتظرت
باشه.
امروز اکبرک ما گير داده بود به کره� زمين.
امروز آسمون پر از ستاره بود، اکبرآقای ما
هم دلش از زمونه گر�ته بود، ولی بلا�اصله
برای در اومدن از اين حالت يه دليل منطقی
پيدا کرد.
همين جور که سرش به آسمون‌ ‌بود گ�ت:
- ببين کره� زمين در مقابل تمام دنيا تخ....ی
بيش نيست.
آدمهای دنيا هم پشم تخ....تمام دنيا هم نيستند.
حالا �کر کن شخص من، شپش پشم تخ......دنيا
هم نمی‌‌شم.
پس حالا که ميدونيم چقدر خرد و ناچيزيم، در مقابل اين جهان
هستی، غصه خوردنمون چه بيهوده ست.

7.2.02

ای بابا تمام تاستاتور من نوچ. الان که مشغول
نوشتن هستم، شديداً نروزم.آخه بابا هزار تا کار
دارم، ولی تپيدم پشت اين ماشين کو�تی.
بيل گيت هم خوب همه رو گذاشته سر کار.
بابا وقتی می‌گن هر �تنه‌ای که هست زير سر
شيطان بزرگ ، والله راست می‌گن.
خوب موضوع اصلی يادم نره، چند شبه که
خواب به چشمام نمی‌آد، بابا انگار ما که اين ور
دنيا ا�تاديم،اين دخترها تو ايران تمام پسر ها رو
بلند کردن.
بابا اين خورشيد خانم که با رژ لب اکليليش برای
همه دلبری می‌کنه، اصلاً رژ لب شده علامت مخصوص حاکم
بزرگ خورشيد خانم(می‌چی‌کمان).به محض ورود در تمام کا�ه
نت‌ها شتلق باز می‌شن و..........
واما از شيما خانم که هر روز يکبار با هيس مکالمه تل�نی دارند،
نه اين ديگه از حد تحمل من خارجه،( آقا تو �يلم دائی جون ناپلئون،
عزيزالسلطنه وقتی �هميد که دوست‌علی به دست اسدالله به قتل رسيده،
شروع می کنه به ن�رين اسدالله و حمله می‌کنه بهش که چشمهاشو در آره.
م�تش از اسدالله می‌پرسه انگيزه قتلت چی بود؟ اسدالله می‌گه، ديگه اينو
نمی‌تونم بگم، بذارين با درد خودم بميرم.
م�تش: ساکت،زود تند �وری جواب بده.
اسدالله قيا�ه شاعرانه‌ای به خودش می گيره و می‌گه: از عشق عزيزو.....)
حالا حکايت من شده از عشق هيس گير دادم به شيما.
آقا اين هيس با تعري�هايی که از خودش می‌کنه دل ما رو برده،قهرمان شنا
قهرمان بدن‌سازی ،قهرمان خوشبختی ، درويش، موهای بلند، ک�ش نمی‌دونم چی چی
(مادر سوادما قد نمی‌ده) خلاصه اگر دير بجونبم اين دخترها
خوردنش و شايد �قط استخونهاش نصيب ما بشه.
اين دخترها دست ما يه عروسک خر دادن، که هر شب از بس چلونديمش پنبه‌هاش
زده بيرون. نه آقا تا قبل از اينکه چاق‌تر بشم بايد بيام ايران وحق خودم رو بگيرم.
در ضمن بايد اعترا� کنم که نامه عاشقانه‌ای به شرح زير برای‌ جناب هيس نوشتم.
دوستت دارم الاغ الاغ، دوستت دارم قاطر قاطر( براساس سريال ايتاليا ايتاليا،
قاطبه گوشی تل�ن به دستش: کروات الاغ الاغ ، پاپَيون قاطر‌قاطر)
درضمن دوستان عزيز بعد از ماجرا ج.....ق زدن من نسبت به غين و قا� هيستری
پيدا کردم دائماً �کر می‌کنم اشتباه می‌نويسم،اگر اشتباهی شد به بزرگواری خودتون
ببخشيد.

6.2.02

برخی از دوستان به من اعتراض دارن که چرا
مطالبم علمی نيست.چشم، اين هم يه ضرب المثل
از کتاب کوچه مرحوم شاملو.
اين حسابی است‌که ‌کوره با ک....رش می کرد.
گدای جوان نابينايی کنار دروازه بغداد به گدايی
می‌‌نشست.روزی خاتونی مهربان صدقه‌ئی به او داد
و باعشوه‌‌ ئی تمام از سبب کوری او پرسيد، عطو�ت و
دلسوزی بسيار کرد وبر�ت.
بهار بود وعطر خوش زن با بوی شکو�ه‌های نارنجستان
مجاور درآميخت وبا عشوه‌ای که در کلام او بودآتش درجان
محروم نابينای جوان زد، چنان که آلتش برخاست.
کور بينوا هر چند به خود �شار آورد آن شر �رو ننشست.
و آن التهاب کاهش نپذير�ت.
ناچار زبان به نصيحت نَرٌه باز کرد:
که ای جان دل!می‌دانم حق با توست.اما آخر من نيز گر�تاريها دارم،
دست و بالم بسته است و تو بايد اين را بدانی. با اين حال بالله که يک
ن�س از کار تو غا�ل نيستم، ديرگاهيست که پس‌اندازمی‌کنم وبرآنم که
ثروتی �راهم آرم ودلارامی شيرين حرکات به بهای سنگين بخرم وبه
دست تو بسپارم تا داد دل از و بستانی.
آنگاه به وص� حلوا دهن شيرين کردن گر�ت، به نقل جزئيات عشقبازی
و خ�ت و خيزپرداخت تا جائيکه درد در اسا�ل اندامش ا�تاد وبی‌قرار شد.
پس به گلايه به آن مايه شر گ�ت:
ـ لج می‌کنی؟ هنوز بايد چند گاهی دندان به جگر بگذاری واز اينگونه �شار
آوردن بر من بپرهيزی.
اين سخن از من قبول کن . هنوز سرمايه بدان حد نرسيده است که بتوانم از
برای تو لعبتی شايسته �راهم آرم.....آه پيداست حر� من باورت نمی‌شود.
پس با چشم خود ببين تا باور کنی!
پس دست در جامه خود برد وکيسه‌ای سنگين برون کشيد و در دامن خود خالی کرد
کيسه خالی را در کنار خود بر زمين گذاشت وشروع کرد به شمردن سکه‌ها.
اين مبلغ برای خريد خانه است و اين مبلغ برای خريدن ديگ و باديه واين برای
جامه و رخت وبسترخواب.
آنگاه آخرين سکه را شمرد ۳۶۴ دينار و آن را نيز به داخل کيسه ريخت و گ�ت:
باورت شد که اين مقدار برای خريد لعبت طنازی که تو در کار گيری ک�ا� نمی‌دهد؟
دزدی که از ساعتی پيش گوش به او داشت �رصت را غنيمت شمرد وکيسه را به در برد



5.2.02

از لابلای نامه‌های وارده:
ـ ببينم خوشگل خانم، تو ايرانی هستی؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب:
ـ نکنه ژاپونی هستيم، خودمون خبر نداريم.

نامه بعدی:
ـ ببين آبجی با زبون خوش بهت می گم
اسم وبلاگ من رو تو ص�حه‌ات بيار وگرنه
هر چی ديدی از چشم خودت ديدی؟

جواب:
ـ ؟؟!!!

نامه بعدی:
ـ اگه تهران هستی مواظب باش!!!!!!

جواب:
ـ يعنی مثلاً اگه مازندران باشم خطری منو
تهديد نمی‌کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نامه بعدی:
ـ کثا�ت تو رو �قط بايد کشت
هرزه منحر� حق تو سنگساره
�يلم سنگسار رو از پايگاه.......
بگير وببين.
حق تو هرزه همونه.

جواب:
ـ چشم، ولی تروريستها اينقدر
بی ‌کلاس شدن که گلوله‌اشون رو
حروم آدمی مثل من بکنند؟؟؟؟؟

نامه بعدی:
- سلام جيگر، تو خيلی با حالی،‌ من تازه کش�ت کردم
ازت خوشم اومده، يه ايميل به من بزن.

جواب:
ـ شما �علاً ۲ تا نوشابه ديگه واسه خودت باز کن.

نامه بعدی:
- خانم ا�كار منسجم.....
از شما خيلي خوشم آمد
دوست دارم يه e-mail بزني تا بيشتر از تو
لذت ببرم.

جواب:
ـ .......!!؟؟


2.2.02

ا�کار جرواجر
ديروز بعد از مدتها ر�تم روی اين
ترازوی مادرقح.....
آقا کار از دو، سه کيلو گذشته،برين
تو کار �روند.
می‌بينم چند وقته،ن�س‌های چاق می‌کشم،
يعنی با هر ن�سی يه خس خس.
تازه شکمم اونقدر بزرگ شده،که موقع بوسيدن،
شکمم مانع اين می‌شه که کله‌ام به کله طر� مربوطه
برسه.
در جمع دوستان وبلاگی اگر جراح پلاستيک وجود داره،
ما رو در يابه.وگرنه برای تهيه پول اين کار به بيراهه
کشيده می‌شما.حالا از ما گ�تن.


و خبر ديگه اين که
هوای سوئيس، چند روزه گرم شده می‌گن امروز
۲۰ درجه می‌شه.بابا اين بلبل ها همه قاطی کردن
همه س�رشون رو جلو انداختن .
آقا من از اين حالت هوا متن�رم. يه هو از سرما
منهای ۱۰ می‌آی تو دمای ۱۵درجه.بابا آهن تاب
برمی‌داره، چه برسه به ما که تاب گر�ته خدايی هستيم.

بی‌خوابی
آقا ديشب خوابمون نمی‌اومد، اومديم تو سالن جلو تلويزيون.
اين وقت شب هم تقريباً از هر سه کانال يکيش برنامه سکسی
داره،آقا منم متن�رم از اين جور �يلمها.حالا نمی‌دونم من که کلکسيون
خلا�م، اين يه �قره تو کتم نمی‌ره.
خلاصه ديشب گ�تم بذار ببينم اين خل م�ل‌ها چه می‌کنند. شايد اصلاً
يه چيزی هم ياد گر�تيم.
آقا دهن همشون لقه، يه اداهای خ�لی با دهنشون در می‌آرن که از خنده روده‌‌بر
می‌شی.
يکی‌شون بود با قيا�ه اجنه‌ها به خودش شمشير و ......بسته بود وديگران رو تهديد می‌کرد
که بهش زنگ بزنن.
و خلاصه از اين مسخره بازيها.
کانال ديگه رو گر�تم، کشت وکشتار.
بی خيال تلويزيون شدم، گر�تم خوابيدم.


1.2.02

واينچنين مسلسل وار:
آيا جوات همون جواد؟آيا جواد همون منير؟آيا منير همون تابلو؟
آيا تابلو همون بی‌کلاسه؟اگه تابلو همون بی‌کلاسه،اصلاً کلاس
چيه؟؟ کلاس چه رنگيه؟کلاس چه بويی داره؟ کلاس چه جنسيه؟
روح يا ماده است؟خوردنيه؟ پوشيدنيه؟ خريدنيه؟ اگه خريدنيه،از
کجا می‌شه تهيه‌اش کرد؟آزاد يا تو بازار سياه؟ اصلاً قيمتش چنده؟
شنيدم که گرونه .ای بابا چه بد شد،پس اگه آدم �قير باشه، يعنی پول نداشته
باشه، چه بخواد، چه‌نخواد،جواته،جواده،منير ،‌تابلو وبی‌کلاس.
آقا ما هر جا رو می‌چسبيم آخرش به اين �ول‌کو�تی(همون پول‌از قول صمد)
ختم می‌شه.
آقا من به نظام هستی اعتراض دارم.
ديگه کار از خودمو، وبلاگ و ايران و.... گذشته
رسيده به نظام هستی.
آخه من نمی‌�همم چرا هر چی تو اين دنيا
با حاله و آدم و خر کي� می کنه ضرر داره؟
شيرينی وشکلات ضرر داره، چربی ضرر،
سيگار ضرر، ترياک ضرر، مشروب ضرر، مثلاً چرا
آدم نبايد راحت بخوره، بدون اينکه چاق بشه؟
چرا آدم نبايد راحت ترياک بکشه و حال کنه
بدون اينکه ضرری داشته باشه. و............
يا مثلاً سکس داشته باشه، وتا ماه بعد جونش
بالا نياد که حامله شده يا نه؟
اصلاً انگار در پس هر کار لذت بخشی
عقوبتی سخت نه�ته است.
امان از اين چرخ لاکردار

راستی به نظر شما، اگر حا�ظ، سعدی، خيام،........
وساير شاعران در زمانه ما زندگی می‌کردند، رو پيغام‌گير
تل�شون چی می‌ذاشتن.
در منزل حا�ظ
ر�ته‌ام بيرون از کاشانه خود، غم مخور
تا مگر بينم رخ جانانه خود، غم مخور
بشنوی پاسخ ز حا�ظ گر که بگذاری پيام
آن زمان کو بازگردد خانه خود، غم مخور

درمنزل سعدی
از آوای دل‌انگيز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پيغام توخواهم‌ گ�ت ‌پاسخ
�لک ‌گر�رصتی ‌دادی به دستم

در منزل خيام
اين چرخ �لک عمر مرا داد ‌به باد
ممنون توام ‌که ‌کرده‌ای ‌از ما ‌ياد
ر�تم سر کوچه منزل کوزه �روش
آيم چو به خانه، پاسخت خواهم داد

در منزل بابا طاهر عريان
تلي�ون کرده‌ای جانم �دايت
الهی مو به قربون صدايت
چو از صحرا بيايم، نازنينم
�رستم‌ پاسخی از دل برايت

از روزنامه کيهان لندن 28نوامبر