هيأت وبلاگداران ØØ³ÙŠÙ†ÛŒ
ديروز جمعی از وبلاگداران به سرکردگی ØØ³ÙŠÙ† درخشان وارد منطقه کلاردشت شدند.
خوب اين هم تيتر اول روزنامه ها
اولش که خوندم باورم نشد، که اين جمع چگونه بدون ‌وجود اَبر وبلاگداران (ندا جان) به اين مسا�رت
ر�تند.
آقا چه پسرهايي، والله ما رو انداختن ينگ دنيا، يه چيز هم دادن دست ما برای خالی نبودن عريضه
خودشون پسرها رو به يغما بردند.
خورشيد ، دستتو از اون بکش وگرنه چشماتو در می آرم، �کر کنم ‌خورشيد بی چشم هم .......
هی پينک �لويديش دستتو بکش وگرنه خشتک بر سرت پرچمه.
دÙ�دÙ�دÙ� اين Ø§ØØ³Ø§Ù† Ú†Ù‡ بی ØÙŠØ§ شده رÙ�ته پشت درخت شلوارشو کشيده‌ پايين، صبر کنيد ببينم منتظر
کدوم بی ØÙŠØ§Ø§ÙŠÙ‡ØŸ نه بابا بيچاره جيشش گرÙ�ته بود، دÙ�دÙ�دÙ� تمام جيشش ريخت رو Ú©Ù�شش، يادم باشه
يه نص� وياگرا براش ب�رستم.
ديروزبعد از اينکه مطلع شدم دوستان به شمال ر�تتند، چنان جيغی کشيدم که اکبر آقا شرتش پاره شد.
بهم می‌گه چته؟
منم ميگم:
- دلم می خواست تو اون اتوبوس بودم و عاشق يکی می‌شدم
اکبرآقا:
- چشمم روشن پس من اينجا برگ‌چغندرم
منم که ديدم اوضاع خيلی سه شده، گ�تم:
- نه منظورم اينه که تو هم تو اتوبوس بودی و من دوباره عاشقت می‌شدم
اکبر آقا در ØØ§Ù„ÙŠÚ©Ù‡ نگاه سÙ�يه در نادانی! به من انداخت Ú¯Ù�ت:
- واقعاً Ú©Ù‡ بی‌ØÙŠØ§ÙŠÙŠ
ديروز جمعی از وبلاگداران به سرکردگی ØØ³ÙŠÙ† درخشان وارد منطقه کلاردشت شدند.
خوب اين هم تيتر اول روزنامه ها
اولش که خوندم باورم نشد، که اين جمع چگونه بدون ‌وجود اَبر وبلاگداران (ندا جان) به اين مسا�رت
ر�تند.
آقا چه پسرهايي، والله ما رو انداختن ينگ دنيا، يه چيز هم دادن دست ما برای خالی نبودن عريضه
خودشون پسرها رو به يغما بردند.
خورشيد ، دستتو از اون بکش وگرنه چشماتو در می آرم، �کر کنم ‌خورشيد بی چشم هم .......
هی پينک �لويديش دستتو بکش وگرنه خشتک بر سرت پرچمه.
دÙ�دÙ�دÙ� اين Ø§ØØ³Ø§Ù† Ú†Ù‡ بی ØÙŠØ§ شده رÙ�ته پشت درخت شلوارشو کشيده‌ پايين، صبر کنيد ببينم منتظر
کدوم بی ØÙŠØ§Ø§ÙŠÙ‡ØŸ نه بابا بيچاره جيشش گرÙ�ته بود، دÙ�دÙ�دÙ� تمام جيشش ريخت رو Ú©Ù�شش، يادم باشه
يه نص� وياگرا براش ب�رستم.
ديروزبعد از اينکه مطلع شدم دوستان به شمال ر�تتند، چنان جيغی کشيدم که اکبر آقا شرتش پاره شد.
بهم می‌گه چته؟
منم ميگم:
- دلم می خواست تو اون اتوبوس بودم و عاشق يکی می‌شدم
اکبرآقا:
- چشمم روشن پس من اينجا برگ‌چغندرم
منم که ديدم اوضاع خيلی سه شده، گ�تم:
- نه منظورم اينه که تو هم تو اتوبوس بودی و من دوباره عاشقت می‌شدم
اکبر آقا در ØØ§Ù„ÙŠÚ©Ù‡ نگاه سÙ�يه در نادانی! به من انداخت Ú¯Ù�ت:
- واقعاً Ú©Ù‡ بی‌ØÙŠØ§ÙŠÙŠ
