tag:blogger.com,1999:blog-3203432.post-819102182002-09-21T04:21:00.000-07:002002-09-21T04:22:49.000-07:00<b>يه ات�اق بامزه</b>
<br />يکی از دخترهای خل و چل رو ديروز ديدم
<br />بهم می گه ببين من دارم دعا می کنم ، تو هم
<br />بلدی .
<br />گ�تم آره بابا
<br />گ�ت بيا با هم دعا کنيم ، گ�تم باشه، نخواستم دلش
<br />رو بشکونم. اون برای خودش بزبان خودش، من هم
<br />بزبان خودم.
<br />يکهو بهم می گه: دينت چيه؟
<br />می گم : مسلمون
<br />يکهو انگارجنش گر�ته باشه از جاش پريد و گ�ت: نه ما
<br />نمی تونيم با هم دعا کنيم، خدای مسلمونها با خدای مسيØÙŠØ§
<br />�رق داره.
<br />ØØ§Ù„ا هر Ú†ÛŒ ما خواستيم بهش بگيم ØŒ Ù�رقی نمی کنه ØŒ زير بار نرÙ�ت.
<br />ولی خداييش اينجا اگر بخوام تو دل هر کس رعب Ùˆ ÙˆØØ´Øª ايجاد
<br />کنم، Ù…ÛŒ Ú¯Ù… ببين من مسلمونم، يعنی ØÙˆØ§Ø³Øª جمع باشه، با Ú©ÛŒ طرÙ�ÛŒ.
<br />طر� هم بلا�اصله ماستهاشو کيسه می کنه.
<br />نداhttp://www.blogger.com/profile/00057870573586626367noreply@blogger.com